حسن ابراهيم حسن ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

581

تاريخ الإسلام ( تاريخ سياسى اسلام ) ( فارسى )

آسياى صغير بگرفت ( 244 ) و نيز بسال 245 مسلمانان بسردارى على بن يحيى ارمنى يكى از سرداران بزرگ رومى را اسير گرفتند و شهر لؤلؤه بكوفتند سردار رومى لغشيط نام داشت . گويند وى را ببغداد بردند و متوكل او را به فتح بر خاقان سپرد كه اسلام را بر او عرضه كرد و نپذيرفت . گفتند ترا ميكشيم ، گفت اختيار با شماست و پادشاه روم نامه نوشت كه بجاى وى هزار اسير مسلمان خواهد داد . جنگهاى روم وسيله تبعيد سرداران نامطلوب بود . احمد بن خصيب وزير منتصر دل با وصيف ترك بد داشت خليفه را تحريص كرد تا او را نامزد جنگ روميان كند . وصيف بقلمرو روميان حمله برد و شهرها بگرفت . در اين اثنا منتصر بمرد و خلافت به مستعين رسيد و بدوران او جعفر بن دينار بجنگ روميان رفت و قلعه‌ها بگرفت و در اين جنگ‌ها دو تن از معروفترين سرداران اسلام يعنى عمر بن عبيد الله اقطع و على بن يحيى ارمنى كه بگفته طبرى دو شمشير بران بودند كشته شدند . قتل دو سردار مسلمان در بغداد و سامره هيجانى پديد آورد ، موير گويد : " در پنجاه سال اخير كفه جنگ پيوسته به ضرر روم بود اما بسال 249 هجوم مسلمانان به قلمرو روميان با شكستى سخت روبرو شد و دو سپاه مسلمانان در ارمنستان و آسياى صغير تارومار شد و اينخبر هيجان بغداديان را بيفزود و فريادهاى هميشگى در كوچه‌ها بجهاد برخاست كه در عامه اثر كرد و زندانها را بگشودند و پلها را بسوختند بغداد اگر نميتوانست ولايتداران خويش را مطيع كند شورش را ميتوانست . اما فكر جهاد چنان قوى بود كه گروههاى بسيار از شهرهاى نزديك دسته دسته و تك تك براى جانبازى و جهاد با مسيحيان راه بغداد گرفتند . " بدوران معتمد ( 256 - 279 ) دولت عباسى بحدود عراق و جزيره واپس رفت و روميان به قلمرو عباسيان هجوم آوردند و در ميانه جنگها شد كه در اين دوران قوت روم شرقى افزوده بود و از كفايت باسيل اول كار دولت بنظام بود و از ضعف خليفگان و خودسرى سرداران و شورش بعضى سرداران مسلمان شكست